ترجمه "standards" به فارسی
استانداردها, استانداردهاي غذايي بهترین ترجمه های "standards" به فارسی هستند.
standards
adjective
noun
Plural form of standard. [..]
-
استانداردها
Apparently, Venezuelan tattoo parlors have standards after all.
ظاهرا خالکوب هاي ونزوئلايي استانداردها رو رعايت کردن.
-
استانداردهاي غذايي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " standards " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "standards" با ترجمه به فارسی
-
مدل استاندارد
-
(در سیستم های پولی) معیار سنجش ارزش پول · (گل یا iris راست گلبرگ · ارزش دار · به روال · بیرق · تیر 7 · راست ساقه · رایج · رجوع شود به vexillum · سطح 4 · سنجه · لوا · متعارف · معتبر · معمول · معمولی · معیاری · ملاک · میزان · نشان 8 · همه پذیر · پایه · پیوند
-
هیات استاندارد های حسابداری مالی
-
تعیین استاندارد – تعیین شاخص ها
-
استاندارد دما و فشار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن