ترجمه "standardization" به فارسی
استانداردسازی, همگونی, طبقه بندی بهترین ترجمه های "standardization" به فارسی هستند.
standardization
noun
دستور زبان
The process of complying (or evaluate by comparing) with a standard. [..]
-
استانداردسازی
implementation of technical standards based on the consensus of different parties
-
همگونی
-
طبقه بندی
-
ترجمه های کمتر
- متعارف سازي
- متعارف سازی
- معیار گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " standardization " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "standardization" با ترجمه به فارسی
-
مدل استاندارد
-
(در سیستم های پولی) معیار سنجش ارزش پول · (گل یا iris راست گلبرگ · ارزش دار · به روال · بیرق · تیر 7 · راست ساقه · رایج · رجوع شود به vexillum · سطح 4 · سنجه · لوا · متعارف · معتبر · معمول · معمولی · معیاری · ملاک · میزان · نشان 8 · همه پذیر · پایه · پیوند
-
هیات استاندارد های حسابداری مالی
-
تعیین استاندارد – تعیین شاخص ها
-
استاندارد دما و فشار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن