ترجمه "stapling" به فارسی

تير ترجمه "stapling" به فارسی است.

stapling noun verb دستور زبان

Present participle of staple. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تير

    Temporary searn that is being created with long stitches before the definite searn is being sewn.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stapling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stapling" با ترجمه به فارسی

  • نخ (پنبهای)
  • نخ (ابريشمی)
  • قوت غالب
  • (با میخ دو سر یا مفتول کاغذدوز) دوختن · (به ویژه در اشاره به طول و نازکی آن) رشته · (نجاری و غیره) میخ U شکل · (پشم و پنبه و غیره را) برحسب نوع الیاف طبقه بندی کردن · filament · اساسی · اصلی · بنیادین · به هم وصل کردن · تار پشم · سوزن منگنه · عمده · فیبر · قسمت عمده · ليف · لیف · ماده ی خام (raw material بیشتر کاربرد دارد) · ماده ی مصرفی اساسی (که نیاز به آن ثابت و همیشگی است) · ماده ی پرمصرف · محصول عمده · مفتول (برای دوختن کاغذ با ماشین دوخت کاغذ) · مهم · مهند · میخ خمیده · میخ دو سر · نخ · پرمصرف · پشم · پنبه · کالان فرورد · کلان · کلان بخش
  • منگنهکش
  • (با میخ دو سر یا مفتول کاغذدوز) دوختن · (به ویژه در اشاره به طول و نازکی آن) رشته · (نجاری و غیره) میخ U شکل · (پشم و پنبه و غیره را) برحسب نوع الیاف طبقه بندی کردن · filament · اساسی · اصلی · بنیادین · به هم وصل کردن · تار پشم · سوزن منگنه · عمده · فیبر · قسمت عمده · ليف · لیف · ماده ی خام (raw material بیشتر کاربرد دارد) · ماده ی مصرفی اساسی (که نیاز به آن ثابت و همیشگی است) · ماده ی پرمصرف · محصول عمده · مفتول (برای دوختن کاغذ با ماشین دوخت کاغذ) · مهم · مهند · میخ خمیده · میخ دو سر · نخ · پرمصرف · پشم · پنبه · کالان فرورد · کلان · کلان بخش
اضافه کردن

ترجمه های "stapling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه