ترجمه "starring" به فارسی

برجسته, خیره, زننده بهترین ترجمه های "starring" به فارسی هستند.

starring adjective noun verb دستور زبان

of, relating to, or in the manner of a star [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برجسته

    adjective

    How'd you like a starring role?

    یه نقش برجسته دوست داری ؟

  • خیره

    The star Sirius might have entered the room, and he would not have been any more dazzled.

    اگر ستاره سیریوس داخل آن اتاق شده بود ماریوس از دیدنش از این بیش خیره نمیشد.

  • زننده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " starring " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "starring" با ترجمه به فارسی

  • (امریکا - عامیانه) جنگ فضایی (رجوع شود به SDI) · جنگ ستارگان
  • (در مورد بازیگران یا ورزشکاران) گروه شامل بازیگران یا ورزشکاران سرشناس · وابسته به هنرمندان یا ورزشکاران سرشناس
  • سفر به ستارگان - سفر ستاره ای · پیشتازان فضا
  • بنت قنسول
  • (نجوم - دو ستاره که بر مرکز ثقل واحدی بگردند) ستاره ی دو گانه · ستاره دوتایی · ستاره ی دوقلو
  • موردتوجه
اضافه کردن

ترجمه های "starring" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه