ترجمه "startle" به فارسی

یکه, تکان, هول بهترین ترجمه های "startle" به فارسی هستند.

startle verb noun دستور زبان

A sudden motion or shock caused by an unexpected alarm, surprise, or apprehension of danger. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یکه

    And why, too, should he havebeen so startled at meeting them?

    و چرا به محض برخورد با آنها آن طور یکه خورده بود؟

  • تکان

    The young man opened his eyes, startled that he had been disturbed.

    مرد جوان چشمهایش را باز کرد، تکان خورده که کسی مزاحمش شده بود.

  • هول

  • ترجمه های کمتر

    • واچرتیدن
    • (با تکان یا نگرانی ناگهانی) از خواب بیدار شدن
    • (ناگهانی و شدید) هراس
    • از جا پراندن
    • از جا پریدن یا پراندن
    • جا خوردن
    • دل توی دل کسی نماندن
    • دچار هول و تشویش ناگهانی کردن
    • وحشتزده شدن
    • یکه خوردن یا دادن (به ویژه از ترس ناگهانی)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " startle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "startle" با ترجمه به فارسی

  • واکنش یکه خوردن
  • تکان دهنده · شگفت انگیز · موحش
  • تکان دهنده · شگفت انگیز · موحش
اضافه کردن

ترجمه های "startle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه