ترجمه "staunch" به فارسی
ثابت قدم, وفادار, قرص بهترین ترجمه های "staunch" به فارسی هستند.
staunch
adjective
verb
دستور زبان
dependable, persistent [..]
-
ثابت قدم
adjectiveWe of Minas Tirith have been staunch through long years of trial.
ما آدمهای می ناستی ریات در طول سالیان سال ثابت قدم بودهایم.
-
وفادار
you were a staunch supporter of the registration act
، تو يک حامي وفادار به فعاليت ثبت نام بودي
-
قرص
noun
-
ترجمه های کمتر
- محکم
- پابرجای
- مستحکم
- استوار
- خیره
- بستن
- (از تحلیل رفتن منابع یا ذخایر مالی و غیره) جلوگیری کردن
- (ریزش خون یا اشک و غیره را) بند آوردن (stanch هم می نویسند)
- با وفا
- بی رخنه
- تراو ناپذیر
- جلو تراوش یا آب دادن چیزی را گرفتن
- غیر قابل نفوذ
- ناتراوا کردن
- پاد آب
- پر و پا قرص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " staunch " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "staunch" با ترجمه به فارسی
-
بی رخنه ای · بی منفذی · ثبات · رسوخ · وفاداری · کیپی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن