ترجمه "staunchness" به فارسی

ثبات, وفاداری, کیپی بهترین ترجمه های "staunchness" به فارسی هستند.

staunchness noun دستور زبان

Property of being staunch. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ثبات

    noun

    However, Allenby's staunchness was aiming to relieve us.

    ولی به هر حال ثبات قدم و حمایت بیشائبه آلن بای ما را دلگرم میکرد.

  • وفاداری

    I had failed in staunchness.

    من در وفاداری از نظر او مردود گشته بودم.

  • کیپی

  • ترجمه های کمتر

    • رسوخ
    • بی رخنه ای
    • بی منفذی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " staunchness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "staunchness" با ترجمه به فارسی

  • (از تحلیل رفتن منابع یا ذخایر مالی و غیره) جلوگیری کردن · (ریزش خون یا اشک و غیره را) بند آوردن (stanch هم می نویسند) · استوار · با وفا · بستن · بی رخنه · تراو ناپذیر · ثابت قدم · جلو تراوش یا آب دادن چیزی را گرفتن · خیره · غیر قابل نفوذ · قرص · محکم · مستحکم · ناتراوا کردن · وفادار · پابرجای · پاد آب · پر و پا قرص
اضافه کردن

ترجمه های "staunchness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه