ترجمه "stave" به فارسی
چوب, چماق, پله بهترین ترجمه های "stave" به فارسی هستند.
stave
verb
noun
دستور زبان
One of a number of narrow strips of wood, or narrow iron plates, placed edge to edge to form the sides, covering, or lining of a vessel or structure; esp., one of the strips which form the sides of a cask, a pail, etc. [..]
-
چوب
nounWhip him with staves in practise, by all means.
در تمرینات هر طور که شده با چوب کتکش بزن
-
چماق
He wished to know whether Hiram had seen fellows with staves and instruments spying about:
چند نفر را ندیدهای که با چماق و ابزار این طرفها سرک بکشند؟
-
پله
noun
-
ترجمه های کمتر
- شنگینه
- چوبدستی
- کدین
- عصا
- حامل
- (به ویژه بدنه ی قایق یا بشکه را) شکستن
- (تخته های باریک چوبی یا فلزی بدنه ی بشکه) چوب چلیک
- (شعر به ویژه ترانه) رجوع شود به stanza
- (موسیقی) حامل (staff هم می گویند)
- با چوب یا چماق زدن
- به تخته مجهز کردن
- تخته زدن به
- تخته ی بشکه
- تخته ی نردبان
- سوراخ کردن
- پله ی نردبان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stave " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن