ترجمه "steadiness" به فارسی
پایداری ترجمه "steadiness" به فارسی است.
steadiness
noun
دستور زبان
the state of being steady [..]
-
پایداری
nounI knew he was taking in my emotional climate, and I worked on settling into a steady calm.
میدانستم که دارد روی وضعیت روحی من کار میکند و من سعی داشتم در وضعیت آرام پایداری بمانم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " steadiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "steadiness" با ترجمه به فارسی
-
تباثرگراک
-
حالت دایمی
-
شغل ثابت
-
حاضر آماده حرکت
-
(کیهان شناسی) انگاره ی ایستاروند
-
یکنواخت
-
(امریکا - عامیانه) دوست دختر یا پسر دائمی (که با کسی دیگر بیرون نمی رود) 0 · (ندا) آرام و مهیاباش ! · (ندا)کشتی را در همین مسیر یا جهت نگهدارید! · (کشتی) تغییر جهت ندهنده (حتی در توفان) · آرام · استوار · ایستا · به طور یکنواخت یا مداوم یا بی تکان · بی تحرک · بی تغییر · بی تکان · بی جنبش · بی حرکت · بی مکث · بی وقفه · تثبیت کردن · تغییر ناپذیر · ثابت · ثابت قدم · خونسرد باش ! · خیره · دائم · دستپاچه نشو! · راست رو · عزیزم · عشق پاک · قابل اطمینان · قرص · قوی · لق نکردنی · مامانی · متین · محکم · محکم بستن · مداوم · منظم · موقر · ناجنبا · همیشگی · پابرجای · پیوسته · یک روند · یکجور · یکنواخت
-
(فیزیک - ارتباطات) حالت ثابت · ایستاروند · ایستانه ی پایا · پایا روند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن