ترجمه "steading" به فارسی
(انگلیس) رجوع شود به farmstead ترجمه "steading" به فارسی است.
steading
noun
verb
دستور زبان
Present participle of stead. [..]
-
(انگلیس) رجوع شود به farmstead
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " steading " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "steading" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) به درد خوردن · بجای · جا · جانب · در عوض · سو · فایده · محل · مزرعه · مسکن · کارایی · کارگر شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن