ترجمه "steward" به فارسی

ناظر, مباشر, کارگزار بهترین ترجمه های "steward" به فارسی هستند.

steward verb noun دستور زبان

A person who manages the property or affairs for another entity. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناظر

    noun

    Today, Jehovah’s steward class gives a clear signal whenever it is time to make a move.

    امروزه طبقهٔ ناظر به ما علامت میدهد که چه زمان حرکت کنیم.

  • مباشر

    Yeah, but my greatest treasure is my steward.

    آره ، اما بزرگترين ثروت من مباشر منه.

  • کارگزار

    Consider King Ahab’s household steward Obadiah, a contemporary of the prophet Elijah.

    مورد عُوبَدْیا را نمونه بیاوریم که در دربار پادشاه اَخاب کارگزار و معاصر ایلیّای نبی بود.

  • ترجمه های کمتر

    • پیشکار
    • سامان دادن
    • نیکدار
    • کارپرداز
    • گویر
    • متولی
    • حافظ
    • (از نظروجدانی) مسئول
    • (مخفف) shop steward
    • (کشتی و هواپیما و غیره) مهماندار (برای هواپیما امروزه بیشتر می گویند:flight attendant)
    • (کشتی) افسر مسئول آذوقه و آشپزخانه
    • آبدار باشی
    • سر پیشخدمت
    • مامور خرید
    • مباشرت کردن
    • مهمانداری کردن
    • نیکداری کردن
    • وکیل خرج
    • پیشکاری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " steward " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Steward proper

An English surname, a variant of Stewart. [..]

+ اضافه کردن

"Steward" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Steward در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "steward"

عباراتی شبیه به "steward" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "steward" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه