ترجمه "stickle" به فارسی

درد سر ایجاد کردن, دنبال دعوا گشتن, ستیز گری کردن بهترین ترجمه های "stickle" به فارسی هستند.

stickle verb noun دستور زبان

(obsolete) To act as referee or arbiter; to mediate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درد سر ایجاد کردن

  • دنبال دعوا گشتن

  • ستیز گری کردن

  • ترجمه های کمتر

    • شک داشتن
    • عیب گرفتن
    • لجاجت کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stickle " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stickle" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه