ترجمه "stickpin" به فارسی

(زنانه) سنجاق یقه, سنجاق کراوات بهترین ترجمه های "stickpin" به فارسی هستند.

stickpin noun دستور زبان

An ornamented pin used to secure a necktie's end flat against the shirt, a tie tack. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (زنانه) سنجاق یقه

  • سنجاق کراوات

    The bartender glanced at the large diamond ring on Jamie's finger, and at his diamond stickpin.

    اینجا متصدی بار نگاه دزدانهای به انگشتر مزین به الماس درشتی که به انگشت جیمی بود و سنجاق کراوات الماس نشانش انداخت

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stickpin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stickpin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه