ترجمه "stigma" به فارسی

ننگ, داغ, استیگما بهترین ترجمه های "stigma" به فارسی هستند.

stigma noun دستور زبان

A mark of infamy or disgrace. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ننگ

    mark of infamy

    They made her feel it was a stigma.

    آنها، این احساس را در تریسی به وجود میآوردند که این کار یک لکه ننگ است.

  • داغ

    noun

    scar or birthmark

    like his dead brothers, and all of them went as far as they wished despite the stigma of being illegitimate children and

    درست مثل دو برادر مرحوم خود که با وجود داغ ننگ فرزندان نامشروع به مقامهای بالا رسیده بودند.

  • استیگما

    ligature of the Greek letters sigma (Σ) and tau (Τ)

  • ترجمه های کمتر

    • كلاله
    • کلاله
    • لکه
    • برچهها
    • تخمكها
    • خامه
    • مادگی
    • آزردگی
    • خفت
    • لک
    • عیب
    • جوش
    • نقطه
    • (جانورشناسی) دم روزن
    • (روی پوست) خال
    • (قدیمی) داغ (که برای شناسایی به بردگان یا تبهکاران می زدند)
    • (گیاه شناسی) کلاله (رجوع شود به تصویر: pistil)
    • اندام ماده گل
    • انگ نابهنجاری
    • انگ پستی کالا
    • بد نامی
    • تخمدانهاي گياهي
    • داغ ننگ
    • سوراخ تنفس (spiracle هم می گویند)
    • نشان عدم مرغوبیت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stigma " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "stigma"

عباراتی شبیه به "stigma" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stigma" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه