ترجمه "stigmatism" به فارسی
ننگ, (عدسی و چشم) تمرکز نور در یک نقطه, آزردگی پوست بهترین ترجمه های "stigmatism" به فارسی هستند.
stigmatism
noun
دستور زبان
(optics) Image-formation property of an optical system which focuses a single point source in object space into a single point in image space [..]
-
ننگ
nounBut society continues to stigmatize and criminalize
اما جامعه همچنان ننگ می داند ...
-
(عدسی و چشم) تمرکز نور در یک نقطه
-
آزردگی پوست
-
ترجمه های کمتر
- جوش زدگی
- حالت لکه داری
- خال زدگی
- کانونش نور (مخالف : عدم کانونش نور astigmatism)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stigmatism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stigmatism" با ترجمه به فارسی
-
تقبیح شده · لکه دار شده
-
بدنام سازی
-
انگ (چیزی را به کسی یا چیزی) زدن · بد نام کردن · تقبیح کردن · خال دار (یا نقطه دار یا لکه دار و غیره) کردن · داغ زدن · ننگین کردن
-
بدنام · در معرض تهمت · لکه دار (stigmatical هم می گویند) · مبتلا به استیگماتیسم · ننگین · وابسته به دید طبیعی · وابسته به یا دارای آستیگماتیسم (stigmatism) · وابسته به یا دارای ننگ · وابسته به یا دارای کلاله
-
انگ (چیزی را به کسی یا چیزی) زدن · بد نام کردن · تقبیح کردن · خال دار (یا نقطه دار یا لکه دار و غیره) کردن · داغ زدن · ننگین کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن