ترجمه "stigmatic" به فارسی
در معرض تهمت, ننگین, بدنام بهترین ترجمه های "stigmatic" به فارسی هستند.
stigmatic
adjective
noun
دستور زبان
One who displays stigmata, the five wounds of Christ; St. Francis of Assisi being the first. [..]
-
در معرض تهمت
adjective noun -
ننگین
-
بدنام
adjective
-
ترجمه های کمتر
- لکه دار (stigmatical هم می گویند)
- مبتلا به استیگماتیسم
- وابسته به دید طبیعی
- وابسته به یا دارای آستیگماتیسم (stigmatism)
- وابسته به یا دارای ننگ
- وابسته به یا دارای کلاله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stigmatic " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stigmatic" با ترجمه به فارسی
-
تقبیح شده · لکه دار شده
-
بدنام سازی
-
(عدسی و چشم) تمرکز نور در یک نقطه · آزردگی پوست · جوش زدگی · حالت لکه داری · خال زدگی · ننگ · کانونش نور (مخالف : عدم کانونش نور astigmatism)
-
انگ (چیزی را به کسی یا چیزی) زدن · بد نام کردن · تقبیح کردن · خال دار (یا نقطه دار یا لکه دار و غیره) کردن · داغ زدن · ننگین کردن
-
انگ (چیزی را به کسی یا چیزی) زدن · بد نام کردن · تقبیح کردن · خال دار (یا نقطه دار یا لکه دار و غیره) کردن · داغ زدن · ننگین کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن