ترجمه "stimulating" به فارسی
محرک, مهیج بهترین ترجمه های "stimulating" به فارسی هستند.
stimulating
adjective
verb
دستور زبان
Having a manner that stimulates. [..]
-
محرک
adjectiveOne of the things that characterizes extroverts is they need stimulation.
یکی از ویژگیهای برونگراها، نیاز به محرک است.
-
مهیج
adjectiveand then you switched from a depressant to a stimulant in your life,
و آنوقت از فردی افسرده به فردی مهیج تبدیل می شدید،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stimulating " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stimulating" با ترجمه به فارسی
-
شاهترهها · مواد محرک
-
انگیختگر · برانگیزنده · تحریک کننده
-
بازاریابی شبیه سازی
-
تعدیلكنندههاي محرك ايمني · محرکهای ایمنی
-
انگیختن
-
(اندام و غیره را) فعال کردن · (پزشکی) انگیختن · انرژی دادن · انگیزاندن · ایجاد کردن · برانگیختن · بشولاندن · به جنب و جوش در آوردن · به شوق آوردن · تحریک کردن · ترغیب کردن · تشدید کردن · زیاد کردن · سبب شدن · سر ذوق آوردن · شورانیدن · مست کردن · کنشور کردن
-
(عامیانه) مشروب الکلی · انگیختگر · انگیزان · انگیزنده · انگیزه · انگیزگر · داروی انگیزگر · ماده ی محرک · محرک · مشوق · مهیج · وژولنده
-
تحریک دهانی نوک پستان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن