ترجمه "stimulator" به فارسی
انگیختگر, برانگیزنده, تحریک کننده بهترین ترجمه های "stimulator" به فارسی هستند.
stimulator
noun
دستور زبان
A person, device or substance that stimulates. [..]
-
انگیختگر
-
برانگیزنده
The complexity of Petersburg, as a rule, had a stimulating effect on him, rousing him out of his Moscow stagnation.
به طور کلی زندگی پیچیده پترزبورگ بر او تاثیری برانگیزنده داشت و از سکوت و رکورد مسکو بیرونش میکشید.
-
تحریک کننده
It's called Trans-Cranial Magnetic Stimulation,
اسمشو گذاشتیم تحریک کننده مغناطیسی فرا جمجمهای
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stimulator " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stimulator" با ترجمه به فارسی
-
شاهترهها · مواد محرک
-
بازاریابی شبیه سازی
-
تعدیلكنندههاي محرك ايمني · محرکهای ایمنی
-
انگیختن
-
(اندام و غیره را) فعال کردن · (پزشکی) انگیختن · انرژی دادن · انگیزاندن · ایجاد کردن · برانگیختن · بشولاندن · به جنب و جوش در آوردن · به شوق آوردن · تحریک کردن · ترغیب کردن · تشدید کردن · زیاد کردن · سبب شدن · سر ذوق آوردن · شورانیدن · مست کردن · کنشور کردن
-
(عامیانه) مشروب الکلی · انگیختگر · انگیزان · انگیزنده · انگیزه · انگیزگر · داروی انگیزگر · ماده ی محرک · محرک · مشوق · مهیج · وژولنده
-
تحریک دهانی نوک پستان
-
مواد محرک رشد گیاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن