ترجمه "stimulation" به فارسی

تحريك, تحریک, محرکها بهترین ترجمه های "stimulation" به فارسی هستند.

stimulation noun دستور زبان

A pushing or goading toward action. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تحريك

    Can we use deep brain stimulation to make you smarter?

    آيا ما مىتوانيم از تحريك عميق مغزى جهت باهوشتر ساختن شما استفاده كنيم؟

  • تحریک

    noun

    Trying to stimulate his emotions he looked around.

    در حالیکه میکوشید حس اخلاص و تقدس را در خویشتن تحریک کند، به اطراف خود مینگریست.

  • محرکها

  • ترجمه های کمتر

    • انگیزش
    • انگیزه
    • تحريك الكتريكي
    • تحريك فيزيولوژيكي
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stimulation " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stimulation" با ترجمه به فارسی

  • شاهترهها · مواد محرک
  • انگیختگر · برانگیزنده · تحریک کننده
  • بازاریابی شبیه سازی
  • تعدیلكنندههاي محرك ايمني · محرکهای ایمنی
  • انگیختن
  • (اندام و غیره را) فعال کردن · (پزشکی) انگیختن · انرژی دادن · انگیزاندن · ایجاد کردن · برانگیختن · بشولاندن · به جنب و جوش در آوردن · به شوق آوردن · تحریک کردن · ترغیب کردن · تشدید کردن · زیاد کردن · سبب شدن · سر ذوق آوردن · شورانیدن · مست کردن · کنشور کردن
  • (عامیانه) مشروب الکلی · انگیختگر · انگیزان · انگیزنده · انگیزه · انگیزگر · داروی انگیزگر · ماده ی محرک · محرک · مشوق · مهیج · وژولنده
  • تحریک دهانی نوک پستان
اضافه کردن

ترجمه های "stimulation" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه