ترجمه "stopper" به فارسی

توپی, در, درپوش بهترین ترجمه های "stopper" به فارسی هستند.

stopper verb noun دستور زبان

Agent noun of stop, someone or something that stops something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • توپی

    noun
  • در

    noun verb adposition

    Who is your show stopper for the Delhi show?

    براي شوي دهلي ، کي رو به عنوان شو استاپر در نظر داري ؟

  • درپوش

    But I don't have a stopper!

    اما من که درپوش ندارم!

  • ترجمه های کمتر

    • سربطری
    • ایستاگر
    • بازایستان
    • بندآور
    • تشتک
    • بند آوردن
    • توپی گذاشتن
    • در بطری
    • درنگ آور
    • رجوع شود به plug
    • زیر آب را بستن
    • سربطری را گذاشتن
    • سوراخ بند
    • متوقف کننده
    • چوب پنبه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stopper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "stopper"

عباراتی شبیه به "stopper" با ترجمه به فارسی

  • تشتکها · درهای بطری
اضافه کردن

ترجمه های "stopper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه