ترجمه "stores" به فارسی

مخازن, مخزن بهترین ترجمه های "stores" به فارسی هستند.

stores noun

Plural form of store. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخازن

    There were the vast repositories where the corrected documents were stored

    مخازن عظیمی بود که اسناد تصحیح شده در آنها انبار میشد،

  • مخزن

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stores " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "stores" با ترجمه به فارسی

  • سردخانهها · منجمدكنندهها
  • فروشگاه ها تخفیفی
  • قنادی
  • مرکز Exchange
  • بازار بزرگ · فروشگاه بزرگ · فروشگاه چند بخشی
  • اپاستور
  • (از چیزی) پرکردن یا شدن · (انگلیس) حافظه · (به ویژه خوراک یا پوشاک یا جنگ افزار - جمع) تجهیزات · (در انبار) به امانت سپردن · (در انبار) دوام آوردن · (در حافظه ی کامپیوتر) نگهداشتن · (کامپیوتر) انبار کردن · - خانه · - فروشی · انبار · انبار شدن · انبار کردن · انباردن · انباره · انباشتن · انباشته · اندوختن · اندوخته · ایستگاه راه آهن · با گاژ کردن · بازخانه · تعمیر گاه · دکان · دکه · ذخایر · ذخیره · ذخیره کردن · ذخیرهکردن · ستنج · فراوانی · فروشگاه · فروشگاهی · قابل انبارکردن بودن · محل انبار چیزی بودن · مخزن · مخزن مهمات · مرکزبازرگانی · مغازه · نبک 0 · نهادگان · نهشتگاه · نهندره · وابسته به فروشگاه یا دکان · وفور · پس انداز · کارگاه · کثرت 1 · گنجایش داشتن · گنجیده
اضافه کردن

ترجمه های "stores" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه