ترجمه "storied" به فارسی
بلند, نامور, داستانی بهترین ترجمه های "storied" به فارسی هستند.
storied
adjective
دستور زبان
much talked or written about [..]
-
بلند
adjectiveWith windy guffaws they weretelling stories.
قصههای خنده دار میگفتندو هر هر و کر کرشان بلند بود.
-
نامور
-
داستانی
I cannot hear such a story without weeping.
من نمی توانم چنین داستانی را بدون گریه کردن بشنوم.
-
ترجمه های کمتر
- مشهور
- (ساختمان) دارای طبقات زیاد
- مذکور در تاریخ ها یا داستان ها
- مزین به تصویر صحنه ی داستان ها یا تواریخ
- چند اشکوبه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " storied " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "storied" با ترجمه به فارسی
-
تاریخ تمدن
-
دلتنگیهای نقاش خیابان چهل و هشتم
-
(ساختمان) طبقه · (عامیانه) دروغ · (قدیمی) داستان گفتن · اشکوب · افسانه · با تصاویر داستانی مزین کردن · بخش · جفنگ · جمع · جوک (joke) · حکایت · داستان · داستان سرایی کردن · داستان قص · دروغ · رجوع شود به short story · رشته ی داستان · روایت · رویداد · شایعه · شرح · شروور · شوخی · طبقه · طرح داستان · قسمت (انگلیس : storey) · قصه · قضیه · لاطایل · لطیفه · ماجرا · ماوقع · نقل · پیرنگ · چاخان · کذب · گزارش
-
نویسندهٔ داستان کوتاه
-
رشته ی داستان · سرنخ قصه · طرح داستان
-
خلاصه ، القصه ، آخر سر اینکه
-
(هنگام خواب کردن کودکان) داستان کنار بستر · قصه
-
بیوگرافی · تاریخچه زندگی · تذکره · زندگینامه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن