ترجمه "strait" به فارسی

تنگه, تنگ, تنگنا بهترین ترجمه های "strait" به فارسی هستند.

strait adjective verb noun adverb دستور زبان

(archaic) narrow; restricted as to space or room; close [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنگه

    noun

    narrow channel of water [..]

    Alone in his canoe, he paddled off to a distant strait

    تنها به زورق خود که پاروب دو سر داشته نشسته تا تنگه دور افتادهای پاروب زده بود

  • تنگ

    adjective noun

    “Repent ye, and enter in at the strait gate, and continue in the way which is narrow, until ye shall obtain eternal life.

    'توبه کنید و از دروازۀ تنگ وارد شده و در راهی که باریک است ادامه دهید تا اینکه زندگی جاویدان را بدست آورید.

  • تنگنا

    a difficult position

    We have many entering students in far worse straits than you.

    ما دانشجویان ورودی زیادی داریم که بیشتر از شمادر تنگنا هستند.

  • ترجمه های کمتر

    • دشوار
    • باب
    • مضیقه
    • مخمصه
    • درتنگنا
    • گرفتاری
    • صعب
    • پرتلاش
    • هنگامه
    • محدود
    • (قدیمی) باریک
    • (قدیمی) سختگیر
    • (معمولا جمع) تنگنا
    • (معمولا جمع) تنگه
    • گیرو دار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " strait " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "strait"

عباراتی شبیه به "strait" با ترجمه به فارسی

  • تنگ · تنگه · درتنگنا
  • تنگه ی هادسن (که خلیج هادسن را به اقیانوس اطلس وصل می کند)
  • تنگه ی داویس (میان گرینلند و جزیره ی کانادایی بافین)
  • تنگه ی بل آیل (بین لابرادور و جزیره ی نیوفاند لند - کانادا)
  • تنگه ی ماژلان (آب راه باریکی که امریکای جنوبی را از جزایر سرزمین آتش Tierra del Fuego جدا می کند)
  • تنگه باس · تنگه ی باس (که استرالیا را از جزیره ی تاسمانی جدا می کند)
  • تنگه ی دانمارک (شاخه ای از اقیانوس اطلس شمالی بین جنوب خاوری گرین لند و ایسلند)
  • تنگه ی تاتار (میان جزیره ی ساخالین و آسیا)
اضافه کردن

ترجمه های "strait" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه