ترجمه "straitjacket" به فارسی

تنگپوش, بازدار, هرچیزبازدارنده بهترین ترجمه های "straitjacket" به فارسی هستند.

straitjacket verb noun دستور زبان

A jacket-like garment with very long sleeves which can be secured in place, thus preventing the wearer from moving his or her arms. Often used in psychiatric hospitals to prevent patients from injuring themselves or others. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تنگپوش

    Guards trussed him in a straitjacket until his limbs became numb.

    نظامیان او را با جلیقهٔ تنگپوش که بیماران روانی یا زندانیان را با آن میبندند، چنان بستند که دستهایش بیحس شد.

  • بازدار

  • هرچیزبازدارنده

  • ترجمه های کمتر

    • مانع
    • بازداری کردن
    • روپوش باز دارنده (که برتن دیوانه های خطرناک و غیره می کنند و جلو حرکت دست و بازوی آنان را می گیرد)
    • کت بند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " straitjacket " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "straitjacket"

اضافه کردن

ترجمه های "straitjacket" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه