ترجمه "stramash" به فارسی

اضمحلال, انهدام, سروصدا بهترین ترجمه های "stramash" به فارسی هستند.

stramash verb دستور زبان

To strike, beat, or bang; to break; to destroy.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اضمحلال

  • انهدام

  • سروصدا

  • ترجمه های کمتر

    • جنجال
    • خرد کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stramash " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stramash" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه