ترجمه "strident" به فارسی

گوشخراش, اصطکاکی, سایشی بهترین ترجمه های "strident" به فارسی هستند.

strident adjective noun دستور زبان

Loud; shrill, piercing, high-pitched; rough-sounding [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • گوشخراش

    The old man burst into a shout of strident and mournful laughter, coughing and laughing at the same time. Ah!

    پیرمرد قهقهه خندهیی گوشخراش و عیجب سر داد، که در خلال آن هم سرفه میکرد و هم حرف میزد و گفت: آه!

  • اصطکاکی

    adjective
  • سایشی

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • پرجنجال
    • (صدا) خشن
    • بلند آوا
    • پرخاش آمیز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " strident " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "strident" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه