ترجمه "strictness" به فارسی
سختی, کسادی, دقت بهترین ترجمه های "strictness" به فارسی هستند.
strictness
noun
دستور زبان
(uncountable) The state or quality of being strict. [..]
-
سختی
Swimming pools in Britain have very strict rules.
استخر های عمومی در بریتانیا قوانین خیلی سفت و سختی دارن.
-
کسادی
noun -
دقت
nounhowever, upon a strict review, I blotted out several passages.
با این همه پس از اینکه دوباره آن را به دقت مرور کردم چند جا را که چندان مهم نبود قلم کشیدم
-
ترجمه های کمتر
- شدت
- سخت گیری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strictness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "strictness" با ترجمه به فارسی
-
(قدیمی) تنگ · (گیاه شناسی) شق · اکید · باریک · بسمند · بی چون و چرا · جدی · درست · دقیق · راست · راسخ · روشن · ستهم · سخت · سخت گير · سخت گیر · سختار · سختگیر · سختگیرانه · سپارده · شدید · صریح · فرسخت · فرسختانه · مشخص · مطلق · موکد · کامل
-
(قدیمی) تنگ · (گیاه شناسی) شق · اکید · باریک · بسمند · بی چون و چرا · جدی · درست · دقیق · راست · راسخ · روشن · ستهم · سخت · سخت گير · سخت گیر · سختار · سختگیر · سختگیرانه · سپارده · شدید · صریح · فرسخت · فرسختانه · مشخص · مطلق · موکد · کامل
-
(قدیمی) تنگ · (گیاه شناسی) شق · اکید · باریک · بسمند · بی چون و چرا · جدی · درست · دقیق · راست · راسخ · روشن · ستهم · سخت · سخت گير · سخت گیر · سختار · سختگیر · سختگیرانه · سپارده · شدید · صریح · فرسخت · فرسختانه · مشخص · مطلق · موکد · کامل
-
(قدیمی) تنگ · (گیاه شناسی) شق · اکید · باریک · بسمند · بی چون و چرا · جدی · درست · دقیق · راست · راسخ · روشن · ستهم · سخت · سخت گير · سخت گیر · سختار · سختگیر · سختگیرانه · سپارده · شدید · صریح · فرسخت · فرسختانه · مشخص · مطلق · موکد · کامل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن