ترجمه "strict" به فارسی

سخت, سخت گیر, سختگیر بهترین ترجمه های "strict" به فارسی هستند.

strict adjective دستور زبان

Upright, or straight and narrow; — said of the shape of the plants or their flower clusters. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    Mr. Squires proceeded to explain that this hotel was very strict.

    آقای اسکوایرز مقررات سفت و سخت هتل را برای کلاید تشریح کرد.

  • سخت گیر

    adjective

    the very strict patriarchal societies

    که جوامع بسیار سخت گیر پدرسالارانه دارند

  • سختگیر

    He's not very strict about this.

    او در این مورد زیاد سختگیر نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • اکید
    • دقیق
    • سختگیرانه
    • جدی
    • کامل
    • شدید
    • درست
    • مطلق
    • راسخ
    • روشن
    • راست
    • باریک
    • بسمند
    • ستهم
    • سختار
    • سپارده
    • فرسخت
    • فرسختانه
    • موکد
    • صریح
    • مشخص
    • (قدیمی) تنگ
    • (گیاه شناسی) شق
    • بی چون و چرا
    • سخت گير
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " strict " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "strict" با ترجمه به فارسی

  • دقت · سخت گیری · سختی · شدت · کسادی
اضافه کردن

ترجمه های "strict" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه