ترجمه "strickle" به فارسی
(فلز کاری) شابلن, شابلن به کاربردن, چوب خط کش مانند که با آن هنگام اندازه گیری غله مقدار اضافی را از سطل بیرون می ریزند و بالای سطل را مسطح می کنند بهترین ترجمه های "strickle" به فارسی هستند.
strickle
verb
noun
دستور زبان
A rod used to level grain etc. when being measured [..]
-
(فلز کاری) شابلن
-
شابلن به کاربردن
-
چوب خط کش مانند که با آن هنگام اندازه گیری غله مقدار اضافی را از سطل بیرون می ریزند و بالای سطل را مسطح می کنند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strickle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن