ترجمه "stuffiness" به فارسی
خفگی, خفگی بد هوایی بهترین ترجمه های "stuffiness" به فارسی هستند.
stuffiness
noun
دستور زبان
(uncountable) The state or quality of being angry and obstinate. [..]
-
خفگی
she also feels stuffy at the chest and you can feel pregnancy pulse
همچنین او احساس خفگی در قفسه سینه داره و تو تونستی نبض حاملگی رو احساس کنی
-
خفگی بد هوایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stuffiness " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stuffiness" با ترجمه به فارسی
-
(اتاق یا هوا و غیره) خفه · (بینی یا سینوس ها) گرفته · از خود راضی · انباشته · بسته · بی روح · خسته کننده · دم کرده · سنگین وکندرو · قدیمی مسلک · متظاهر · محافظه کار · ملامت انگیز · پرفیس و افاده · کسل کننده · کهنه پرست · گردن کلفت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن