ترجمه "stuffy" به فارسی
محافظه کار, انباشته, متظاهر بهترین ترجمه های "stuffy" به فارسی هستند.
stuffy
adjective
noun
دستور زبان
Stout; mettlesome; resolute. [..]
-
محافظه کار
adjective -
انباشته
adjective -
متظاهر
-
ترجمه های کمتر
- (اتاق یا هوا و غیره) خفه
- (بینی یا سینوس ها) گرفته
- از خود راضی
- بسته
- بی روح
- خسته کننده
- دم کرده
- سنگین وکندرو
- قدیمی مسلک
- ملامت انگیز
- پرفیس و افاده
- کسل کننده
- کهنه پرست
- گردن کلفت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stuffy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stuffy" با ترجمه به فارسی
-
خفگی · خفگی بد هوایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن