ترجمه "suffocation" به فارسی
خفگی, اختناق, خفقان بهترین ترجمه های "suffocation" به فارسی هستند.
suffocation
noun
دستور زبان
(uncountable) Asphyxia—a condition in which an extreme decrease in the concentration of oxygen in the body accompanied by an increase in the concentration of carbon dioxide leads to loss of consciousness or death. [..]
-
خفگی
nounA moment of complete dizziness and suffocating panic.
یک لحظه گیجی مطلق و بعد وحشت از خفگی.
-
اختناق
nounhow suffocating... then what are you going to do?
چقدر اختناق آور پس چکار میخواهید بکنید؟
-
خفقان
nounThere he lay with a thud, thud, thud in his brain, and then a suffocation of blackness.
بعد با صدای گومب گومب در مغرش آرام گرفته و بعد خفقان سیاهی.
-
ترجمه های کمتر
- خفگي
- بیدمی
- دُشدمي
- اختلالات تنفسی
- خفه سازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suffocation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "suffocation" با ترجمه به فارسی
-
خفه کننده
-
(به ویژه رشد یا پیشرفت) جلوگیری کردن · (در اثر گرما یا دود و غیره) دچار تنگی نفس شدن · جلو دمزنی یا اکسیژن رسانی را گرفتن · خفه کردن · خفه کردن یا شدن · سرکوب کردن یا شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن