ترجمه "suffocative" به فارسی

خفه کننده ترجمه "suffocative" به فارسی است.

suffocative adjective دستور زبان

Tending or able to choke or stifle. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خفه کننده

    But waking up was even more suffocating than before.

    ولی بیداری باز هم خفه کننده تر شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suffocative " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "suffocative" با ترجمه به فارسی

  • اختلالات تنفسی · اختناق · بیدمی · خفقان · خفه سازی · خفگي · خفگی · دُشدمي
  • (به ویژه رشد یا پیشرفت) جلوگیری کردن · (در اثر گرما یا دود و غیره) دچار تنگی نفس شدن · جلو دمزنی یا اکسیژن رسانی را گرفتن · خفه کردن · خفه کردن یا شدن · سرکوب کردن یا شدن
  • اختلالات تنفسی · اختناق · بیدمی · خفقان · خفه سازی · خفگي · خفگی · دُشدمي
اضافه کردن

ترجمه های "suffocative" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه