ترجمه "sully" به فارسی

ننگ, (قدیمی) لکه, (مجازی) ننگین کردن بهترین ترجمه های "sully" به فارسی هستند.

sully verb دستور زبان

(transitive) to soil or stain; to dirty [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ننگ

  • (قدیمی) لکه

  • (مجازی) ننگین کردن

  • ترجمه های کمتر

    • (مجهور) لکه دار شدن
    • آبرو ریزی کردن
    • الوده شدن
    • بد نام کردن
    • بدنام کردن
    • بی آبرویی
    • لک انداختن
    • لکه دار کردن
    • ننگین شدن
    • چرکین کردن
    • کدر کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sully " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sully noun

French statesman (1560-1641) [..]

+ اضافه کردن

"Sully" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sully در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "sully" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه