ترجمه "superabundant" به فارسی

وافر, زیاد, نهمار بهترین ترجمه های "superabundant" به فارسی هستند.

superabundant adjective دستور زبان

Extremely or exceedingly abundant. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وافر

    adjective

    and the immediate effect of such superabundance was not different from that of the flattest sterility.

    و اثرات بلا واسطهٔ یک چنین ثروت وافر بابی برگترین نازائی فرقی نداشت.

  • زیاد

    adjective
  • نهمار

  • ترجمه های کمتر

    • انبوه
    • زیاده
    • فراوان
    • بیش از حد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " superabundant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "superabundant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "superabundant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه