ترجمه "supervisor" به فارسی

سرپرست, ناظر, مدیر بهترین ترجمه های "supervisor" به فارسی هستند.

supervisor noun دستور زبان

(management) A person with the official task of overseeing the work of a person or group. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرپرست

    noun

    Report to your station supervisor for further instruction.

    براي اطلاعات بيشتر به سرپرست ايستگاهتون گزارش بديد.

  • ناظر

    noun

    I was a regional collections supervisor for a box company.

    . ناظر مجموعه محلي يه شرکت کارتن سازي هستم

  • مدیر

    noun masculine

    When we are criticized or corrected by a supervisor or an employer, it is wise to remain calm.

    زمانی که از طرف مدیر یا کارفرما اصلاح یا انتقادی مطرح میشود عاقلانه است که آرامشمان را حفظ کنیم.

  • ترجمه های کمتر

    • سرکارگر
    • مشرف
    • سرکار
    • مراقب
    • استاد راهنما
    • برنامه اجرایی
    • برنامه ناظر
    • مدیر گروه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " supervisor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Supervisor
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرپرست

    noun

    Hi, this is Supervisor Eugene Lenay.

    سلام ، من سرپرست بخش ، يوجين ليني هستم

  • ناظر – پیوست

تصاویر با "supervisor"

عباراتی شبیه به "supervisor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "supervisor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه