ترجمه "surging" به فارسی

مواج ترجمه "surging" به فارسی است.

surging noun adjective verb دستور زبان

The action or an instance of a surge. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مواج

    adjective

    and then came rage, in surging, blinding floods he screamed aloud, and seized the glass and hurled it at the other's head.

    و بعد سیل مواج و کور کننده خشم فرارسید جیغ بلندی کشید و گیلاس را برداشت و سرش را هدف قرار داد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surging " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "surging" با ترجمه به فارسی

  • (برق) فراتاخت کردن · (زیاد شدن ناگهانی جریان برق یا ولتاژ در مدار) ضربه قوچ · (کشتیرانی) سردادن طناب · آب توده · آبکوه · آبکوهگان · اتفاق افتادن · بزرگ آبخیز · بزرگ کشند · خیزاب کردن · شل کردن (طناب) · صعود ناگهانی · فراتاخت · فراخروش · فراخروشیدن · فراریز · فراریز کردن · موج · موج بزرگ · موج بلند · موج خروشان · موج زدن · موج های پشت سرهم · موج وار حرکت کردن · موج گیر · ناگهان زیاد شدن
  • جراح · جراحی · وابسته به جراحی
  • برق گیر
  • خیزاب
  • برق گیر
  • (برق) فراتاخت کردن · (زیاد شدن ناگهانی جریان برق یا ولتاژ در مدار) ضربه قوچ · (کشتیرانی) سردادن طناب · آب توده · آبکوه · آبکوهگان · اتفاق افتادن · بزرگ آبخیز · بزرگ کشند · خیزاب کردن · شل کردن (طناب) · صعود ناگهانی · فراتاخت · فراخروش · فراخروشیدن · فراریز · فراریز کردن · موج · موج بزرگ · موج بلند · موج خروشان · موج زدن · موج های پشت سرهم · موج وار حرکت کردن · موج گیر · ناگهان زیاد شدن
  • (برق) فراتاخت کردن · (زیاد شدن ناگهانی جریان برق یا ولتاژ در مدار) ضربه قوچ · (کشتیرانی) سردادن طناب · آب توده · آبکوه · آبکوهگان · اتفاق افتادن · بزرگ آبخیز · بزرگ کشند · خیزاب کردن · شل کردن (طناب) · صعود ناگهانی · فراتاخت · فراخروش · فراخروشیدن · فراریز · فراریز کردن · موج · موج بزرگ · موج بلند · موج خروشان · موج زدن · موج های پشت سرهم · موج وار حرکت کردن · موج گیر · ناگهان زیاد شدن
اضافه کردن

ترجمه های "surging" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه