ترجمه "surge" به فارسی

موج, فراریز, آبکوه بهترین ترجمه های "surge" به فارسی هستند.

surge verb noun دستور زبان

(nautical) The swell or heave of the sea. (FM 55-501). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • موج

    noun

    If you're lucky enough to be at the machine at that exact moment, you just rolled a surge.

    اگه انقدر خوش شانس باشی که دقیقا اون لحظه کنار دستگاه باشی از موج افزایش قیمت استفاده بردی.

  • فراریز

    A massive tsunami surged into the Sendai mission area—sweeping away everything in its path: cars, houses, factories, and fields.

    یک سونامی عظیمی به منطقۀ 'سندای' فراریز شد—همه چیز را در سر راهش بُرد، اتومبیلها، خانه ها، کارخانه ها، و مزارع.

  • آبکوه

  • ترجمه های کمتر

    • آبکوهگان
    • فراتاخت
    • فراخروش
    • فراخروشیدن
    • (برق) فراتاخت کردن
    • (زیاد شدن ناگهانی جریان برق یا ولتاژ در مدار) ضربه قوچ
    • (کشتیرانی) سردادن طناب
    • آب توده
    • اتفاق افتادن
    • بزرگ آبخیز
    • بزرگ کشند
    • خیزاب کردن
    • شل کردن (طناب)
    • صعود ناگهانی
    • فراریز کردن
    • موج بزرگ
    • موج بلند
    • موج خروشان
    • موج زدن
    • موج های پشت سرهم
    • موج وار حرکت کردن
    • موج گیر
    • ناگهان زیاد شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surge " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "surge" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "surge" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه