ترجمه "surfy" به فارسی
خیزابی, غلتابی, متلاطم بهترین ترجمه های "surfy" به فارسی هستند.
surfy
adjective
دستور زبان
of a shore, having lots of breaking waves [..]
-
خیزابی
-
غلتابی
-
متلاطم
-
ترجمه های کمتر
- آبخیز مانند
- غلتاب مانند
- پر موج
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " surfy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن