ترجمه "surgeon" به فارسی
جراح, حارج, برمان پزشک بهترین ترجمه های "surgeon" به فارسی هستند.
surgeon
noun
دستور زبان
One who performs surgery; a doctor who performs operations on people or animals. [..]
-
جراح
nounphysician with surgical specialty
A good surgeon has an eagle's eye, a lion's heart, and a lady's hand.
یک جراح خوب دارای چشمی همانند عقاب، دلی مثل شیر و دستی زنانه است.
-
حارج
-
برمان پزشک
-
کارد پزشک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " surgeon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "surgeon"
عباراتی شبیه به "surgeon" با ترجمه به فارسی
-
(پزشکی) گره جراحی · گره بخیه زنی
-
بیطار · دامپزشک
-
جراحان دامپزشكي · دامپزشکان
-
(ارتش) پزشک پرواز (ویژه گر اختلالات وابسته به پرواز)
-
دندانساز
-
(امریکا) · رئیس بهداری ارتش · رئیس کل بهداری دولت فدرال (مخفف : Surg Gen)
-
جراح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن