ترجمه "surly" به فارسی
اخمو, تندخو, ترشرو بهترین ترجمه های "surly" به فارسی هستند.
surly
adjective
adverb
دستور زبان
(obsolete) Lordly, arrogant, supercilious. [..]
-
اخمو
adjectivebut each and every one of them had the same poster attached to it, a poster of a very surly face with heavy black eyebrows.
بالای تک تک چادرها تصویر بزرگ یک جادوگر اخمو با آبروهای پرپشت مشکی و چهرهای مصمم خودنمایی میکرد.
-
تندخو
Still his surly, insufferable self, I'm sure.
مطمئنم که هنوزم تندخو و تحمل ناپذيره
-
ترشرو
and then, if the surly old man come in, he may believe his prophecy verified
وقتی پیرمرد ترشرو به آشپزخانه بیاید از نیافتن ما چقدر یکه خواهد خورد!
-
ترجمه های کمتر
- نجوش
- توفانی
- (آب و هوا) گرفته
- (مهجور) پرافاده
- بد خلق
- بد عنق
- بی ادب
- پر نخوت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " surly " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "surly" با ترجمه به فارسی
-
بدخلقی · تند خویی · درشتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن