ترجمه "surmountable" به فارسی

از میان برداشتنی, بر طرف کردنی, غالب امدنی بهترین ترجمه های "surmountable" به فارسی هستند.

surmountable adjective دستور زبان

Describing something that can be overcome, defeatable. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • از میان برداشتنی

  • بر طرف کردنی

  • غالب امدنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surmountable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "surmountable" با ترجمه به فارسی

  • (در اصل) تجاوز کردن · از روی چیزی (مثلا مانع) رد شدن · بالا قرار گرفتن · تفوق جستن · جلو زدن · در بالای چیزی قرار دادن یا قرار گرفتن · شکست دادن · عقب گذاشتن · غالب امدن بر · غلبه کردن · فایق شدن · فراتر رفتن · پشت سرگذاشتن · پیش افتادن از · پیشی جستن از · چربیدن · چیره شدن
اضافه کردن

ترجمه های "surmountable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه