ترجمه "surmisal" به فارسی

تخمین, ظن, فرض بهترین ترجمه های "surmisal" به فارسی هستند.

surmisal noun دستور زبان

surmise [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخمین

    noun

    But these haze particles, it was surmised,

    اما تخمین زده می شود ،این ذرات مه آلود

  • ظن

    noun
  • فرض

    noun

    But you cannot prove either of these surmises to be correct.

    اما صحت هیچ یک از این دو فرض را نمیتوان اثبات کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • حدس
    • گمان
    • تصور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surmisal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "surmisal" با ترجمه به فارسی

  • اندیشه · انگاشت · بازتاب · تخمین · تصور · حدس · حدس زدن · ظن · فرض · قضاوت، داوری، استنباط، استنتاج، نتیجه گیری، · مظنون بودن · پندار · گمان · گمان بردن · گمان و حدس · گمان کردن
  • اندیشه · انگاشت · بازتاب · تخمین · تصور · حدس · حدس زدن · ظن · فرض · قضاوت، داوری، استنباط، استنتاج، نتیجه گیری، · مظنون بودن · پندار · گمان · گمان بردن · گمان و حدس · گمان کردن
اضافه کردن

ترجمه های "surmisal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه