ترجمه "surrogate" به فارسی
جایگزین, جانشین, جایگیر بهترین ترجمه های "surrogate" به فارسی هستند.
surrogate
adjective
verb
noun
دستور زبان
(US law): A judicial officer of limited jurisdiction, who administers matters of probate and intestate succession and, in some cases, adoptions. [..]
-
جایگزین
nounsubstitute [..]
living and the surrogate bodies in a kind of relation,
بدنهای زنده و جایگزین در شکلی از وابستگیست.
-
جانشین
adjectiveWe first had to find a surrogate donor,
ما اول مجبور بودیم یک دهنده جانشین پیدا کنیم
-
جایگیر
adjective
-
ترجمه های کمتر
- عوض
- قائم مقام
- جایگیرکردن
- یاور
- معاون
- (برخی ایالت های امریکا) قاضی مسئول صدور حکم ازدواج و تصدیق وصیت نامه
- (روان پزشکی) بدل
- جانشین کردن
- زنی که به جای زن نازا از راه لقاح مصنوعی آبستن می شود (نام کامل : surrogate mother)
- علی البدل کردن یا شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " surrogate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "surrogate" با ترجمه به فارسی
-
بدل جنسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن