ترجمه "surround" به فارسی

احاطه کردن, محاصره, محاصره کردن بهترین ترجمه های "surround" به فارسی هستند.

surround verb noun دستور زبان

(transitive) To encircle or simultaneously extend on all sides of something. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احاطه کردن

    verb

    These four streets surrounded thistrapezium like a moat.

    این چهار کوچه مانند گودالی از هر طرف این ذوزنقه را احاطه کرده بودند.

  • محاصره

    Thirty or forty huskies ran to the spot and surrounded the combatants in an intent and silent circle.

    سی یا چهل سگ اسکیمو بدان سو دویدند و جنگجویان را در حلقهای ساکت و متعمد محاصره کردند.

  • محاصره کردن

    verb

    Thirty or forty huskies ran to the spot and surrounded the combatants in an intent and silent circle.

    سی یا چهل سگ اسکیمو بدان سو دویدند و جنگجویان را در حلقهای ساکت و متعمد محاصره کردند.

  • ترجمه های کمتر

    • احاطه
    • دوروبر
    • توابع
    • دربرگرفتن
    • نوردن
    • نوردیدن
    • (انگلیس) مرز
    • احاطه كردن
    • اطراف
    • حاشیه و کناره
    • حول وحوش
    • درمیان گرفتن
    • دوره کردن
    • دیوار کشیدن
    • پره گرفتن
    • پیراگیری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surround " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "surround" با ترجمه به فارسی

  • صدای ساراند
  • احاطه · اطراف · توابع · حول وحوش · دور وبر · دوروبر · محیط
  • احاطه · اطراف · سوی ها · مجاور · پیرامن · گرداگرد
  • محیط کار
  • احاطه · اطراف · توابع · حول وحوش · دور وبر · دوروبر · محیط
  • احاطه · اطراف · سوی ها · مجاور · پیرامن · گرداگرد
  • احاطه · اطراف · سوی ها · مجاور · پیرامن · گرداگرد
  • احاطه · اطراف · سوی ها · مجاور · پیرامن · گرداگرد
اضافه کردن

ترجمه های "surround" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه