ترجمه "surrounding" به فارسی

احاطه, مجاور, گرداگرد بهترین ترجمه های "surrounding" به فارسی هستند.

surrounding adjective noun verb دستور زبان

Present participle of surround. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • احاطه

    noun

    That person surrounds himself or herself with advisers.

    اون فرد خودش را در احاطه مشاوران قرار می دهد.

  • مجاور

    It had, in its day, probably furnished employment to the inhabitants of the surrounding tenements.

    حتماً در زمانی که کارخانه فعالیت داشت برای ساکنین این خانههای مجاور کار و کسبی بو جود میآورد.

  • گرداگرد

    forgetful through a few calm hours of the horrors surrounding them;

    تا ساعتی چند وحشت و هراس گرداگرد خویش را به دست فراموشی بسپارند.

  • ترجمه های کمتر

    • پیرامن
    • اطراف
    • سوی ها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surrounding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "surrounding" با ترجمه به فارسی

  • (انگلیس) مرز · احاطه · احاطه كردن · احاطه کردن · اطراف · توابع · حاشیه و کناره · حول وحوش · دربرگرفتن · درمیان گرفتن · دوره کردن · دوروبر · دیوار کشیدن · محاصره · محاصره کردن · نوردن · نوردیدن · پره گرفتن · پیراگیری کردن
  • صدای ساراند
  • احاطه · اطراف · توابع · حول وحوش · دور وبر · دوروبر · محیط
  • محیط کار
  • احاطه · اطراف · توابع · حول وحوش · دور وبر · دوروبر · محیط
  • (انگلیس) مرز · احاطه · احاطه كردن · احاطه کردن · اطراف · توابع · حاشیه و کناره · حول وحوش · دربرگرفتن · درمیان گرفتن · دوره کردن · دوروبر · دیوار کشیدن · محاصره · محاصره کردن · نوردن · نوردیدن · پره گرفتن · پیراگیری کردن
  • (انگلیس) مرز · احاطه · احاطه كردن · احاطه کردن · اطراف · توابع · حاشیه و کناره · حول وحوش · دربرگرفتن · درمیان گرفتن · دوره کردن · دوروبر · دیوار کشیدن · محاصره · محاصره کردن · نوردن · نوردیدن · پره گرفتن · پیراگیری کردن
  • (انگلیس) مرز · احاطه · احاطه كردن · احاطه کردن · اطراف · توابع · حاشیه و کناره · حول وحوش · دربرگرفتن · درمیان گرفتن · دوره کردن · دوروبر · دیوار کشیدن · محاصره · محاصره کردن · نوردن · نوردیدن · پره گرفتن · پیراگیری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "surrounding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه