ترجمه "surveying" به فارسی

نقشه برداری, نقشهبرداری, مساحی بهترین ترجمه های "surveying" به فارسی هستند.

surveying noun verb دستور زبان

(sciences) Art and science of accurately determining the position of points and the distances between them. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نقشه برداری

    science of accurately determining the position of points

    The area to be surveyed was close to, and partly on the border with, Zangaro.

    منطقه نقشه برداری نزدیک و تا حدودی در مرز زانگارو قرار داشت.

  • نقشهبرداری

    نقشه سیاسی افغانستان

    The man who did the survey is called Mulrooney.

    کسی که این نقشهبرداری را انجام داد مالرونی نام دارد.

  • مساحی

    noun

    Let's hope there really is something fishy about that British survey report.

    باید امیدوار باشیم کهواقعا در آن گزارش مساحی انگلیسی چیز مظنونی وجود داشته باشد.

  • پیمایش

    When we started out, we did some early surveys

    در آغاز کار، تعدادی پیمایش اولیه در مورد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " surveying " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "surveying" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "surveying" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه