ترجمه "survivable" به فارسی

بازمان, پایستنی, پایدار بهترین ترجمه های "survivable" به فارسی هستند.

survivable adjective دستور زبان

Able to be survived. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازمان

  • پایستنی

  • پایدار

    and how long do you think the custom would survive then?

    در این صورت فکر میکنید که این سنت تا چه وقت پایدار خواهد ماند؟

  • ترجمه های کمتر

    • قابل بقا
    • پایند پذیر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " survivable " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "survivable" با ترجمه به فارسی

  • بازماندن · بقا یافتن · به جاماندن · به درازا کشیدن · به زندگی ادامه دادن · بودن · بیشتر زنده ماندن · بیشتر عمر کردن · جان به در بردن · دوام آوردن · دوام داشتن · دوام کردن · زنده ماندن · زیست کردن · زیستن · طول کشیدن · موجود بودن · وجود داشتن · پایستن
  • بقای اصلح · بهپایست · پایست بهتران
  • آنالیز بقا
  • هتفرگ ق الط هدنامزاب نز
  • بازی بقا · بازی مرگ و زندگی
  • هدنامزاب نز
  • نرخ بقا
  • بازمانده · برزیستگر · بیشتر عمرکننده · جاوید
اضافه کردن

ترجمه های "survivable" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه