ترجمه "suspense" به فارسی
انتظار, بلاتکلیفی, نگرانی بهترین ترجمه های "suspense" به فارسی هستند.
suspense
adjective
noun
دستور زبان
the condition of being suspended [..]
-
انتظار
nounAt length her suspense was ended: the travelling carriage rolled in sight.
سرانجام پس از چند دقیقه دیگر انتظار به پایان رسید و کالسکهای از دور نمایان گردید.
-
بلاتکلیفی
She could not endure the suspense another moment.
دیگر حتی تحمل یک لحظه بلاتکلیفی را نداشت.
-
نگرانی
At last he felt very depressed depressed by suspense and uncertainty.
سرانجام از فرط نگرانی مبهم خود احساس غم شدیدی کرد.
-
ترجمه های کمتر
- معلق
- تعلیق
- دلهره
- دلواپسی
- هیجان
- آویزش
- آگیش
- انگیختگی
- شورمندی
- شورانگیزی
- نامعلومی
- وقفه
- سلب
- پا در هوایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suspense " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suspense
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Suspense" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Suspense در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "suspense" با ترجمه به فارسی
-
(شیمی) تعلیق · (مکانیک) فنر بندی · آونگانی · آویختگی · آویزش · آگیش · اخراج موقت · انتظار خدمت · انفصال از خدمت · برداشتن · برچیدن · به بعد موکول سازی · تاخیر · تعلیق · توقف · درنگ · دروایگی · دلنگانی · رجوع شود به emulsion · سوسپانسیون · سیستم تعلیق · شناوری · غیر دائم · فقوت · موقوف کردن · واپس اندازی · واپسش · وقفه · چرخ آویزی · کاهش
-
آویخته · آویزشی · آویزگر · آگیشی · بلاتکلیف · تعلیقی · تعیین نشده · در حال توقف · دروایه · دروایه ای · دروایگر · معلق · نامعلوم
-
(دفتر داری) حساب های معلق
-
سوسپانسيونها (وضعيت فيزيكي)
-
سیستمهای تعلیق · ضربهگيرها
-
در حال توقف · معلق
-
سوسپانسيونها · پاشندگیها
-
آویز پل · پل معلق
اضافه کردن مثال
اضافه کردن