ترجمه "suspension" به فارسی

سیستم تعلیق, توقف, سوسپانسیون بهترین ترجمه های "suspension" به فارسی هستند.

suspension noun دستور زبان

The act of suspending, or the state of being suspended [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سیستم تعلیق

    system of springs and shock absorbers connected to the wheels in an automobile or car [..]

  • توقف

    noun

    They got independent suspension power steering and no emission control.

    اونا قدرت هدايت و توقف مستقل دارند.

  • سوسپانسیون

    heterogeneous mixture

  • ترجمه های کمتر

    • وقفه
    • تعلیق
    • دروایگی
    • آویختگی
    • آونگانی
    • آویزش
    • آگیش
    • دلنگانی
    • فقوت
    • واپسش
    • شناوری
    • برچیدن
    • تاخیر
    • کاهش
    • برداشتن
    • درنگ
    • (شیمی) تعلیق
    • (مکانیک) فنر بندی
    • اخراج موقت
    • انتظار خدمت
    • انفصال از خدمت
    • به بعد موکول سازی
    • رجوع شود به emulsion
    • غیر دائم
    • موقوف کردن
    • واپس اندازی
    • چرخ آویزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " suspension " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "suspension" با ترجمه به فارسی

  • آویخته · آویزشی · آویزگر · آگیشی · بلاتکلیف · تعلیقی · تعیین نشده · در حال توقف · دروایه · دروایه ای · دروایگر · معلق · نامعلوم
  • (دفتر داری) حساب های معلق
  • سوسپانسيونها (وضعيت فيزيكي)
  • سیستمهای تعلیق · ضربهگيرها
  • در حال توقف · معلق
  • سوسپانسيونها · پاشندگیها
  • آویزش · آگیش · انتظار · انگیختگی · بلاتکلیفی · تعلیق · دلهره · دلواپسی · سلب · شورانگیزی · شورمندی · معلق · نامعلومی · نگرانی · هیجان · وقفه · پا در هوایی
  • آویز پل · پل معلق
اضافه کردن

ترجمه های "suspension" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه